جای خالی امام
جای خالی امام
امروز، سالگرد یک روز غم انگیزه که با خودش غم و دلتنگی می آره. روز جدایی یک ملت از رهبر بزرگشون. روز جدایی یک پدرمهربون، از میلیون ها فرزند کوچک و بزرگ. امروز بازهم خونه بزرگ ایران، به یاد از دست دادن پدر پیر و دل سوزش عزاداره. امروز وقتی چشم بچه های امام خمینی، به صندلی سفید وخالی او در حسینیه جماران ـ جایی که او زندگی می کرد ـ می افته، پر از اشک می شه و آرزو می کنه ای کاش امام عزیزمون هنوززنده بود، روی این صندلی می نشست وبا صدای آروم و مهربونش با مردم حرف می زد. بچه ها! خونه امام در جماران تهران، یک خونه بسیار کوچک و ساده است، اما یک دنیا صفا رو تو خودش جا داده. صفای یک مرد بزرگ، دانا و آگاه و همین طور مهربون و با احساس. حیاط کوچک اون خونه، خاطره های زیبا و زیادی از اون رهبر مهربون داره و همه رو تو سینه خودش نگه داشته. از قدم زدن ها و راه رفتن های امام، وقتی تسبیح به دست می گرفت و قدم می زد، ذکر خدا رو می گفت و کنار باغچه می نشست، گل ها رو نگاه می کردو با اون ها دوست می شد.




جای خالی امام
