مبینا مبینا ، تا این لحظه: 21 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره
مهدیمهدی، تا این لحظه: 23 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره
محمدمحمد، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

بوستان نور

شهادت امام موسی کاظم علیه السلام

1393/3/3 22:13
نویسنده : گل نرگس
326 بازدید
اشتراک گذاری

راهنمایی و گذشت

روزی امام موسی کاظم علیه السلام ، از کوچه ای در شهر بغداد، عبور می کرد. متوجه شد که چند نفر در یک خانه مشغول گناه هستند. آن حضرت علیه السلام خیلی ناراحت شد؛ چون کارهای بد صاحب آن خانه، خدای خوب و مهربان را خیلی ناراحت می کرد. یکدفعه خدمتکار آن خانه برای انجام کاری بیرون آمد.

 


راهنمایی و گذشت

روزی امام موسی کاظم علیه السلام ، از کوچه ای در شهر بغداد، عبور می کرد. متوجه شد که چند نفر در یک خانه مشغول گناه هستند. آن حضرت علیه السلام خیلی ناراحت شد؛ چون کارهای بد صاحب آن خانه، خدای خوب و مهربان را خیلی ناراحت می کرد. یکدفعه خدمتکار آن خانه برای انجام کاری بیرون آمد. امام کاظم علیه السلام با حرف هایی که به او زدند، ناراحتی خود را از کار زشت صاحب آن خانه، اعلام کردند. وقتی خدمتکار، حرف های امام کاظم علیه السلام را به صاحب خانه گفت، مرد صاحب خانه از کارهای زشتش خجالت کشید، پشیمان شد و با عجله، پابرهنه به دنبال امام علیه السلام دوید. او با گریه از امام عذرخواهی کرد. امام کاظم علیه السلام که خیلی مهربان بود، عذرخواهی او را قبول کرد و به او فرمود: «من تو را بخشیدم، امیدوارم که خدای متعال نیز از تو بگذرد»

سختی های زندگی امام هفتم علیه السلام

پس از به شهادت رسیدن امام صادق علیه السلام ، فرزند گرامی اش؛ یعنی امام موسی کاظم علیه السلام به امامت رسید و پس از آن تا لحظه شهادت، بیشتر وقت ها در زندان بود؛ حتی وقتی هم که بیرون از زندان بود، از طرف حاکمان ستگر عبّاسی آزار و اذیّت می شد. زندگی آن حضرت علیه السلام خیلی سخت می گذشت. جاسوسان مواظب کارها و حرف های او بودند و حرف های امام را به گوش پادشاهان ستمگر می رساندند.

سرانجام امام کاظم علیه السلام را با غذای مسموم به شهادت رساندند و در شهر کاظمین به خاک سپردند.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بوستان نور می باشد