شعر کودکانه تابستان
روزهای تابستان
مثل صاحبش پیر است
مثل صاحبش لاغر
میرود لب ساحل
هی به این ور و آن ور
میشود سوارش این
میشود سوارش آن
بچهها چه خوشحالاند
در نگاه تابستان
روزهای تابستان
کار و بارِ او این است
یار بچهها بودن
واقعاً که شیرین است
اسب پیر میفهمد
حال هر سوارش را
ظهر آن ور ساحل
میخورد «نهارش»(1) را
1) نهار: ناهار.
محمود پوروهاب
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




شعر کودکانه تابستان
